سلام بچّه های خوب !

همون جوری که وعده کرده بودم ، معنی شعرهای ( درس دوم ) و ( درس دهم ) رو براتون گذاشتم و امیدوارم بتونین ازشون استفاده کنین. شماره ی هر بیت، در کنار عبارت بازگردانی شده ی اون دیده می شه .

بازگردانی شعر سعدی ، درس دوم ( صفحه ی ۱۳ ) : 

۱-ماه در برابر زیبایی های حضرت محمد (ص) و درخت سرو ، با همه ی خوش قد و قامتی هایش در برابر قامت رعنای پیامبر اکرم ناچیز و بی ارزش اند .

۲- پیامبران بزرگ دیگر ( آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی) در سایه ی رسول اکرم گردآمده اند.

۳- همه ی تزئینات و شکوهمندی بهشت به خاطر این است که شاید بلال حبشی( مؤذن پیامبر) آن را بپسندد !

۴- آسمان هم آرزو می کند که مانند زمین فرود بیاید، تا این افتخار را بیابد که بر کف کفش پیامبر بوسه زند .

۵- اگر آفتاب و ماه ، در برابر کمان ابروان زیبای حضرت محمد (ص) از شرم بیرون نیایند؛ شایسته است .

۶- ای سعدی ! اگر بخواهی میلی به عشق و عاشقی داشته باشی! عشق و محبت پیامبر و خاندانش برای دنیا و آخرتت کافی است .

 

بازگردانی درس دهم ( این شعر در قالب < چارپاره > سروده شده و من معنی هر دوبیتی ش رو با هم میارم و از هرکدوم به عنوان یک < بند> نام می برم .) :

بند اوّل : آسمان ، مثل یک لبخند ، روشن و دلنشین و امیدبخش شد و همه ی احساس سردی و افسردگی آرام آرام از موجودات زنده دور شد و ناپدید .

بند دوم : با وزیدن نسیم جان بخش بهاری ، جوانه های سبز و نورسیده از زمین سرک کشیدند، شکوفه ها بر شاخه ها خودنمایی کردند و در کتاب بزرگ طبیعت ، فصل زیبای بهار ، به همگان شناسانده شد.

بند سوم : حالا تو هم با بهاری که در راه است ، سبز و شاداب و بهاری شو . مثل یک جوانه ، رشد کن و مثل چشمه ای زلال، پاکی را به همه بچشان .

بند چهارم : زندگی ، به تو لبخند می زند ، زیرا زمان شکفتنت ( دوره ی نوجوانی ) فرا رسیده . برای تو از همه چیز و همه کار ارزشمندتر ، راز و نیاز با خداوند هستی آفرین است، به پاس آفرینش این همه زیبایی و نعمت .

تا نوبتی دیگر ؛

بدرود و خدایتان نگهدار!

یاحق!