هفته ی پاسداشت مقام والای معلــــــــــــــــم خجسته باد !
یاد آن روزهای خوب بخیر !
ابتدای حضور تو این بود :
تو بیایی و ما قیام کنیم
مهرورزی کنیم و یکرنگی
و به خورشید هم سلام کنیم.
با تو آموختیم پنجره را
نور را ، آب را و حرکت را
راست گفتاری و درستی را
خوبی و عشق را و برکت را .
و توانست کودکانه ی تو
دیدمان را بسی بزرگ کند :
می تواند دروغِ یک چوپان
گلّه ای را دچار گرگ کند.
گفته بودی که : هریک از ماها
می توانیم ریزعلی باشیم
در کلاس محبّت و ایثار
فکر شاگردْاوّلی باشیم .
گفته بودی که : خودپسندی و جَوْ–
-گیری ، حسّی غریب می دهدَت
تا به چنگ آورَد پنیر تو را ،
باز روبا، فریب می دهدَت .
می توانیم باز دوره کنیم ،
درس های توی مسیحا را
هوشمندانه تر مرور کنیم ،
رازِ تصمیمِ خوبِ کبری را .
هیچ یادم نمی رود، گفتی :
« می رود سردیِ زمستانی،
باز هم دستتان به دستِ بهار
باز، یارِ منِ دبستانی »
کاش روزی بزرگ تر بشویم !
زندگی، دفتری است رازآلود
می توانیم عشقناک شویم
زیرِ این گنبدِ بلندِ کبود .
شعر خوب ِ «یمینی»، ای خورشید !
درصدایت ، هنوز مانده به یاد :
« دست در دست هم دهیم به مهر،
میهن خویش را کنیم آباد » .
مجید آخته
مشهد- 7/2/1390


این صفحه ی الکترونیکی ، کلاسی مجازی است برای آموزش ادبیات فارسی در محیطی تازه تر، به شاگردانم در مدارس راهنمایی مشهد. آشنایی با دنیای ادب فارسی درفضای اینترنت.